ناصر خسرو
111
جامع الحكمتين ( فارسى )
( 107 ) و نزديك مردم - كو پادشاه عالم ( است ) - مر هر يكى را ازين جواهر بمراتب آن محلّى هست ، بدانچ مر آن را با زر - كه شريفتر از همهء جواهر صورت صورتپذيرست بپذيرفتن صورت - مشاركتى و مجانستى هست . و همچنين نيز هر چند مردم همه بمرتبت نبوّت نيست ، هر يكى از مراتب اهل دعوت هادى از انوار ابداعى - كآن كواكب عقلانىاند - و از لطافت آن بهره يافتهاند ، كه بدان بهره و لطافت آن كس از مردمانى « 1 » كه ايشان بمنزلت بسايط « 2 » طبايع و منزلت « 3 » جسماند ، جدا شده است . [ a 35 ] و نزديك عقل « 4 » كلّى - كو پادشاه عالم علوى ( است ) - مر هر يكى را از اهل دعوت مرتبتى « 5 » و محلّى هست ، بدانچ مر او را با رسول - كه بغايت شرفست بپذيرفتن بهرهئى از آن نور كه تمامى آن به دو رسيدست - مجانستى و مواصلتى هست ، از بهر آنك متابعان رسول از رسولاند ، مجانستى و مواصلتى هست ، از بهر آنك متابعان رسول از رسولاند ، چنانك خداى تعالى حكايت ( كرد ) از ابراهيم - عليه السلام - كه اندر دعاء « 6 » خويش گفت كه « هر كه متابع منست از منست » بدين آيت : قوله تعالى « فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي . » « 7 » پس به حكم « 8 » اين قول جزم و فصل « 9 » متابعان رسول مصطفى - صلى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم - كز پس آنك متابع او شدند ، بر اثر عترت او رفتند ، و بيگانه را متابعت نكردند و بر عقب خويش منقلب نشدند ، از رسولاند ؛ چنانك رسول گفت مر وصىّ خويش ( را ) - عليه السلام - بدين خبر « علىّ منّى و أنا منه . » و چنانك بر آسمان دنيا هفت نور مشهور « 10 » است كه نامهاء « 11 »
--> ( 1 ) مردمانى : جهانى A ( 2 ) بسايط : صبايط A ( 3 ) و منزلت : و مذلت A ( 4 ) عقل : عقلى A ( 5 ) مرتبتى : بمرتبتى A ( 6 ) دعاء : دعا A ( 7 ) سورهء 14 ( ابراهيم ) آيهء 39 ( 8 ) به حكم : حكم A ( 9 ) جزم و فصل : حزم جز فضل A ( 10 ) مشهور : شايد « مشهود » ( 11 ) كه نامهاء : كتابها A